....... از منابع شیعه.... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَلِیُّ مَنْ زَارَنِی فِی حَیَاتِی أَوْ بَعْدَ مَوْتِی أَوْ زَارَکَ فِی حَیَاتِکَ أَوْ بَعْدَ مَوْتِکَ أَوْ زَارَ ابْنَیْکَ فِی حَیَاتِهِمَا أَوْ بَعْدَ مَوْتِهِمَا ضَمِنْتُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَنْ أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّى أُصَیِّرَهُ مَعِی فِی دَرَجَتِی پیامبر عظیم الشان اسلام مى فرماید: اى على هر کس مرا در حیاتم یا در مماتم زیارت کند یا تو را در حیاتت یا در مماتت زیارت کند یا دو پسرت را در حیات یا مماتشان زیارت کند من ضامنش مى شوم روز قیامت که او را از ترس‏آن روز و سختى هایش نجات دهم‏تا جائى که در درجه من قرار گیرد. الکافی ، 579/4 وسائل‏الشیعة ، 325/14 و328 و 336 بحارالأنوار، 3/4 و 31 بحارالأنوار،123/97 و 139 و142 الاحتجاج،408/2؛ الأمالی‏للصدوق 460؛ التوحید، 117 عیون‏أخبارالرضا(ع) ، 115/1 کامل‏الزیارات، 11 و 13 المقنعة،458 ....

.....از منابع اهل سنت قال النبی :صلى الله علیه وسلم قال من زارنی بعد موتی فکانما زارنی فی حیاتی ومن زار قبری فله الجنة . پیامبر عظیم الشان اسلام مى فرماید: هر کس بعد از مرگم مرا زیارت کند مثل آن است که در حیاتم مرا زیارت کرده باشد و هر کس قبر مرا زیارت کند بهشتی است . فتح العزیز ، 417/7 از عبد الکریم الرافعى المجموع ، 277/8 از محى الدین النووى تلخیص الحبیر، 417/7 از ابن حجر اعانه‏الطالبین ،354/2 از البکرى الدمیاطى نیل الاوطار ، 178/5 از الشوکانى السنن الکبرى، 245/5 ار البیهقى مسند ابى داود، 13 از سلیمان بن داود الطیالسى المصنف267 / 9 از عبد الرزاق الصنعانى الجامع الصغیر، 605/2 از جلال الدین السیوطى کنز العمال ، 135 / 5 از المتقى الهندى تذکره الموضوعات ، 75 از الفتنى فیض القدیر، 182/6 از المناوى کشف الخفاء، 251/2 از العجلونى رفع المناره ، 264 از محمود سعید ارواء الغلیل، 333/ 4 محمد ناصر الالبانى الدر المنثور، 237/1 از جلال الدین السیوطى میزان الاعتدال، 53/1 از الذهبى لسان المیزان، 91/1 از ابن حجر تاریخ جرجان ، 434 از حمزه بن یوسف عیون الاثر، 312/2 از ابن سید الناس دفع الشبه عن الرسول ، 169 از الحصنى الدمشقى سبل الهدى و الرشاد، 376/12 از الصالحى الشامى ....

زیارت و توسل
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

زیارت و توسل
ما پیرو واقعی پیامبر هستیم و به آن افتخار می کنیم

روزى که اسلام در شبه جزیره انتشار یافت و نور آن کم‏کم، قسمت مهمى از خاور میانه را در بر گرفت، در آن روز قبور پیامبرانى که مدفن آنان شناخته شده بود، سقف و سایبان بلکه قبه و بارگاهى داشت و هم اکنون قسمتى از قبور آنان به همان شکل باقى است.
در خود مکه، قبر اسماعیل، و مادر او «هاجر» در حجر قرار گرفته قبر دانیال در شوش و هود و صالح و یونس و ذو الکفل در عراق، و قبور پیامبرانى مانند إبراهیم خلیل و فرزند او اسحاق و یعقوب و یوسف که همگى را حضرت موسى از مصر به بیت المقدس آورد، در قدس اشغالى است و همگى داراى علامت و نشانه، و بنا مى‏باشند.
و قبر «حواء» در «جده» است که آثار آن پس از تسلط سعودى‏ها از بین رفت. و علت اینکه به این سرزمین «جده» مى‏گویند، به خاطر احتمال بودن قبر وى در آنجا است حالا خواه این نسبت درست باشد یا نباشد.
روزى که مسلمانان این بلاد را فتح کردند هرگز از مشاهده این آثار ناراحت نشدند و فرمان تخریب آن را صادر نکردند.
اگر به راستى تعمیر قبور و دفن میت در مقابر پوشیده، از نظر اسلام حرام بود، نخستین کارى که بر مسلمانان آن زمان لازم بود اینکه تمام این مقابر را که اردن و عراق را فرا گرفته‏اند ویران کنند و از تجدید بناى آن در تمام ادوار به شدت جلوگیرى نمایند. در صورتى که نه تنها این مقابر را ویران نکردند بلکه در مدت چهارده قرن در تعمیر و حفظ آثار پیامبران سلف کوشیده‏اند.
آنان با عقل خدادادى حفظ آثار پیامبران را یک نوع اداى احترام به آنان دانسته و خود را با انجام این کار، ماجور و نیکوکار مى‏اندیشیدند.
«ابن تیمیه» در کتاب «الصراط المستقیم» مى‏گوید: موقع فتح بیت المقدس، ابنیه قبور پیامبران داراى بناء بود ولى درب آن تا سال چهار صد هجرى بسته بود. اگر براستى ساختن بناء بر قبور یک امر محرم بود، طبعا ویران کردن آن واجب بود، و مسدود بودنش، مجوز بقاء آن نبود، و لازم بود هر چه زودتر سقف و بناء را از دم بیل و کلنگ بگذرانند و آنها را ویران سازند.
خلاصه، وجود این ابنیه و قباب در طول این مدت در برابر انظار علماء و سران اسلام خود نشانه بارزى بر جواز آن در آئین مقدس اسلام مى‏باشد.
ادامه دارد ......

[ جمعه 20 تیر‌ماه سال 1382 ] [ 08:13 ق.ظ ] [ ۱۱۰ ] [ نظرات (20) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 148042

بک لینک